مرتضى راوندى
398
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شوشتر و شيراز و نيشابور و بغداد داير بود . عطاملك جوينى در توسعهء كارخانهء پارچهبافى بغداد سعى فراوان كرد . تبريز در زمان ايلخانان ، مركز مهم دادوستد بين خاور و باختر بود . راههاى بزرگ تجارتى به اين شهر منتهى مىشد و از لحاظ اقتصاد و تجارت ، معتبرترين شهر دنيا بود . اودوريك - دوپاردنن كه در زمان ابو سعيد خان اين شهر را ديده است مىنويسد : « تبريز از جهت امتعه ، مهمترين شهر عالم است . اين شهر براى ايلخانان ايران ، از تمام كشور فرانسه جهت پادشاه آن بيشتر اهميت دارد . » بنابر نوشتههاى سفرنامهها و تواريخ ، كالاها و اجناسى كه در اين شهر مورد معامله قرار مىگرفته عبارت بوده است از : « ادويهء مالزى ، مرواريد و ياقوت سيلان و مالابار ، الماس و زمرد هند ، شال كشمير ، فرشهاى ماوراء النهر ، لعل بدخشان ، فيروزهء نيشابور ، و اطلس و پارچه - هاى زربفت مرو و طوس و شوشتر و موصل و يزد و كرمان ، گلاب و عطريات شيراز و اصفهان و اقسام اسلحهء منقوره گرجستان و شام . بعلاوه ، هنرمندان تبريزى خود نيز در ساختن پارچههاى قيمتى و فرشهاى عادى و منسوجات ابريشمى مهارت داشتند و مصنوعات دستساز خويش را نيز به تجار خارجى مىفروختهاند . [ عباس اقبال ، تاريخ مغول . ص 558 ] . » در عصر صفويه ، صنعت پارچهبافى ايران ترقى قابل ملاحظه كرد . شاردن مىنويسد : « پارچهبافان ، ابريشم را با زروسيم مخلوط كرده منسوجات نفيس مىبافند كه آنها را زرى مىنامند . اين پارچهها را با نقشهاى گوناگون مىبافند . پارهاى از آنها يكرو و پارهاى دورو مىباشند ؛ يعنى پشت و روى آنها يكسان است . در تمام دنيا پارچههايى نفيستر و گرانبهاتر از پارچههاى زربفت ايرانى پيدا نمىشود . اين پارچههاى گرانبها را ثروتمندان براى پردهء درها به كار مىبرند . مخمل زربفت از تمام اقسام پارچههاى زرى قشنگتر و فرشنماتر است . شاردن [ ج 4 ، ص 358 ] دربارهء هنر تهيهء مخمل زرباف اين دوره كه خود ناظر آن بوده ، نوشته است : « مخمل زربافى كه در ايران تهيه مىشود بسيار عالى و كاملا پرپيچ و شكن است و هرگز كهنه نمىشود . عاليترين كارخانههاى اين منسوجات زربفت و سيم بافت و مخمل زربافت در يزد و كاشان و نيز در اصفهان است . » دربارهء گلدوزى و قلابدوزى ، مىنويسد : « گلدوزى و قلابدوزى يكى از صنايع فنى است كه ايرانيان در آن يد طولايى دارند . در تمام انواع و اقسام اين فن ، بويژه در زردوزى و سيمدوزى ، خواه بر روى ماهوت و خواه بر روى ابريشم و يا بر روى چرم ، بسيار استادند . در صنعت قلابدوزى ، ايرانيان از ما اروپاييان و حتى تركان عثمانى ، كه دوخت و دوز و قلابدوزى آنها بر روى چرم در اروپا بسيار شايان توجه مىباشد ، جلوتر هستند . چنان در دوختودوز چرم ، از جمله آرايش زين ، مهارت دارند كه در زيبايى و ظرافت ، به گلدوزى در روى حرير مىماند [ ج 4 ، ص 331 ] . » بزرگترين استاد سازندهء اين نوع بافتنى غياث الدين على يزدى است . » « 1 » از آنچه گذشت ، چنين برمىآيد كه صنعت بافندگى و قاليبافى از ديرباز ، در ايران معمول بوده و برحسب شرايط سياسى با امنيت و آرامش ، قوس صعودى ، و در دورههاى ناامنى و بىثباتى ،
--> ( 1 ) . همان .